شهید علیرضا جوزی

یاعلی

 تاریخ شهادت:67/5/1

شهید 14ساله ای که با آگاهی کامل قدم در راه شهادت نهاد

در  ایامی بلاخیز و پرحادثه که سرنوشت 8 سال مقاومت نفس گیر تعیین میشد او و امثال او با نثار خون خود سند عزت و شرافت ما را امضاء کردند

یادشان جاودانه باد


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/04/31 ساعت موضوع | لینک ثابت

598

شاید جنگ خاتمه یافته باشد اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت .

(شهید اقا سید مرتضی آوینی)

انقلاب کردیم آنهم با شعار اسلام

آن روزها علاوه بر مرگ بر آمریکا واسراییل وانگلیس وشوروی یکی از شعhرهایمان این بود:

امروز ایران    فردا فلسطین

بله سال 57 در حالیکه رژیم سرسپرده آمریکایی شاه با قدرت سر کار بود ما اینگونه شعار

میدادیم پس غلط می کنند کسانی که می گویند ما برای رفاه خودمان ورایگان شدن آب

و برق انقلاب کردیم .

اما دشمنان ما بهتر از هر کس می دانستند که باید این موج بنیان کن را متوقف سازند

لذا انواع جنایات را مرتکب شدند

از شلوغیهای گنبد و خوزستان و سیستان و بلوچستان

تا بریدن سر پاسداران در کردستان

وترورهای پی در پی که تا سال 60 به اوج خود رسید

و تحمیل مسئولین خائن از مدنی تا افضلی و مدعیان ملیت ودولت موقت

و بالاخره تحمیل جنگی نا برابر وهولناک در ابعادی وسیع..

همه وهمه بخاطر شعارهایی بود که ما مطرح کردیم و امام خمینی پرچمدارش بود

آنها در طول 10 سال 300000 نفر را به طرز فجیعی شهید و مجروح و اسیر ساختند

اما هرگز نتوانستند مانع تحقق شعار های ما بشوند

این روزهای تلخ پایان تیر ماه که به پذیرش قطعنامه منجر شد نیز از آن رو تلخ است

که دست خیانت سران اعتدال در آن به وضوح دیده میشود

اگر نه کار برای خدا نه تلخی ونه پشیمانی ونه خسارت دارد بلکه همه اش برد است

 ما حتی برد برد را هم یک خیانت بزرگ میدانیم که بعضی ها امروز خیلی

راحت آن را مطرح میکنند برد ما فقط در باخت دشمن وباخت ما فقط در برد دشمن است

و شق سومی هم وجود ندارد.

واما پس از 36 سال از پیروزی انقلاب امروز ما مامن همه مظلومین جهان شده ایم

ودیگر اینگونه نیست که دشمن در عراق وسوریه ولبنان و... هرکس را خواست

بیاورد ویا بردارد

موشکهایی که امروز تلاویو را شخم میزنند تحقق شعار سال 1357 ما بودکه:

امروز ایران    فردا فلسطین

ما تا آخر ایستا ده ایم

و این بار کاملا مزدوران داخلی را نیز زیر نظر داریم

اسلام پیروز است

دشمن نا بود است

 

 

در حالی که ارتش صهیونیستی به قتل عام مردم بی دفاع غزه مشغول است، موشک های مقاومت لرزه بر اندام صهیونیست ها در اراضی اشغالی انداخته است.


موشکهای مقاومت عروسی صهیونیستها را تعطیل کرد + فیلم 

 
کشته های اسرائیلی


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/04/31 ساعت موضوع | لینک ثابت

میبوسمت با لبخندهای خودت

نفوذ خاصی روی بچه های گردان المهدی داشت اونا عاشقانه دوسش داشتن این تصاویری که براتون گذاشتم بسیجی رو نشون میده که به طرف فرمانده میدوه تا او رو ببوسه با همون چشمهای خون آلوده و جالب اینکه با خنده به سمتش میره انگار باورش نشده که فرمانده مجروح و در حال درد کشیدنه  با لبخند او رو میبوسه مثل زمانیکه فرمانده با لبخند و شوخی با افراد تحت امرش  روزهای سخت جنگ رو طی میکرد......


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/04/29 ساعت موضوع | لینک ثابت

نحوۀشهادت شهید حسنیان

یه بار شش ماه ازش بیخبر بودیم عربیش خوب بود میتونست عربی صحبت کنه برای ماموریتی رفته بود عراق. همون اوایل جنگ. نه تلفنی نه نامه ای هیچی . خیلی نگرانش شدیم دیگه داشتیم ناامید میشدیم که دیدیم اومد خونه

من خواهر بزرگترش بودم گفتم تو نبایدمارو بیخبر بذاری فکر کردیم شهید شدی و بدنت مفقود شده خندید و گفت : نه! من بدنم به دستتون خواهد رسید و مثل مولامون ابالفضل شهید میشم دیگه هرگز نگران مفقود شدنم نباشید

سال65 شب13اردیبهشت  درفکه وقتی  آن آتش جهنمی  که بوی دود استخوان  سوز می آمد وقتی حسنیان  تیر به پایش و بعد از آن به سینه اش خورد  بادگیرش پر از خون  شده بود  به پیکش می گوید که به جلو برویم اگر بچه ها من را در این وضعیت ببینند تضعیف روحیه میشوند  همین که مقداری به جلو می روند می بینندکه حسنیان خیلی دارد اذیت می شود. که یکدفعه ترکش خمپاره  به چشمانش اصابت میکند چشمانش به زمین می افتد چشمهارا برمیدارند وسرجایش میگذارند
آقای تقوایی آقای مرادی و آقای نورانی همه یک روایت را میگویند.ایشان را به گوشه ای می برند.  خیلی تشنه اش بود و آب خواست! ماهم به خاطر مجروحیتش می ترسیدیم که به او آب بدهیم.  یکدفعه باران گرفت.گفت به من آب نمی دهید ببینید خدا  برام فرستاد. ما همه خوب می شویم  بچه ها نگران نباشید.  فقط اگر من شهیدشدم منو اینجا نگذارید اینجا بمانم  وسط سحر بود منور میزدند دیدیم که حسن نیم خیز  شده و گفت «السلام علیک یا ابا عبدالله».  سرش را گذاشت و شهید شددرست روز تولدش.
18روز هم آنجا بود بعد از 18روز بدنش را آوردند پیش از این هر کدام از بچه ها و یا دوستانش شهید می شدند و به زمین می افتادند می خندید و ما حرص می خوردیم  که این شهید شده تو چرا می خندی؟ ما نمی دانیم که ایشان چه چیزی را می دیدند  که می خندیدند .آن لحظه  که حسن راکناری خوابانده بودند درحالت مجروحیت همه آن دوستان و بچه هایی که شهید شده بودند و به آنها می خندید را صدا می زد انگار آنها را می دیدکه ما متوجه نمی شدیم.

 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/04/29 ساعت موضوع | لینک ثابت

شهیدمحمدحسن حسنیان

و سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/04/29 ساعت موضوع | لینک ثابت

سینه خیز

شهیدحسنیان

آن زمان خانواده ما در خيابان سقاباشي زندگي مي‌كردند، روز هفدهم شهريورماه برادر بزرگم حاج علي‌آقا و محمدحسن براي راهپيمايي به ميدان شهدا (ژاله) رفته بودند اما وقتي تا نيمه‌هاي شب به خانه نيامدند ما فكر كرديم يا آنها را دستگير كردند يا به شهادت رسانده‌اند اما نزديك صبح زنگ خانه به‌صدا درآمد. آن لحظه همگي انتظار خبر بدي را داشتيم اما وقتي پدرم در را گشود  علي و محمدحسن رابالباسهای گل آلود در مقابلش ديد. بعد آنها توضيح دادند پس از انجام راهپيمايي براي اينكه مورد هدف گلوله دژخيمان پهلوي قرار نگيرند از ميدان شهدا تا محل سكونت ما خيابان سقاباشي به صورت سينه خيز از داخل جوي آب عبور كرده‌اند تا خود را به خانه برسانند.

خاطره نقل شده از خواهرشهید  


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/04/29 ساعت موضوع | لینک ثابت

شهیدمحمدحسن حسنیان(طرح ماکت)

درعمليات‌هايي چون عاشوراي۳ از فرماندهاني بود كه خوش درخشيد و در عمليات والفجر۸  و  كربلاي۴ در زمره فرماندهاني بود كه مشكلات عمليات‌ها را بررسي نموده و راهكار ارائه مي‌داد و دراين راستا توانست جانشيني اطلاعات عمليات لشكر ۱۰ را به دست بياورد كه در اين زمينه سه عمليات را به عهده گرفت؛
والفجر۱ ، والفجر۲  و خيبر . در عمليات ام الرصاص جزيره ام اربابي و منطقه انتهايي ابالحسيب طرح ماكتي را ارائه كرد كه براي اولين بار اين طرح مطرح شد و در والفجر۸  استفاده شد كه جلوي خيلي از تلفات نيروها را گرفت. 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/04/29 ساعت موضوع | لینک ثابت

دوست

یامنیب

دوستي با کسي کن که به تغيير تو متغير نگردد.
     بنده خدا باش در همه حال، چنان که او خداوند توست در همه حال.


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/04/28 ساعت موضوع | لینک ثابت

من سریرة وجودی

 و الذین امنوا اشد حبا لله 

اگر بگوییم حب خدا محبتهای دیگر را از بین میبرد درست است اما درست تر آن است که محبتهای دیگر در سایه ی حب خدا جان میگیرند و روح پیدا می کنند و فاش بگویم هیچ کس جز آنکه دل به خدا سپرده است رسم دوست داشتن نمیداند.

شهید آوینی    


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/04/24 ساعت موضوع | لینک ثابت

شهید محمدحسن حسنیان (موسس گردان المهدی)

ایشان ارادت خاصی  به حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی عج  داشتند او اولین موسس در لشکر ده سید الشهدا  بود چون آن زمان  تیپ بود،تیپ  سیدالشهدا  بود اولین نامی که گذاشتند  حربن ریاحی، چند صباحی گذشت وقتی که ایشان آمد گردان را به نام حضرت المهدی  گذاشتند و ارادت  خاصی نسبت به این نام داشتند. وقتی  صحبت  می کرد گردان المهدی  باید چیکار بکند؟ گردان المهدی؟حرفهای ایشان فقط گردان المهدی بود.
 این  گردان هم به لطف خدا  خیلی حماسه آفرید. و شهدای عجیب داد.  شهید صمد نسبت به  شهید حسنیان ارادت داشت و در مسیر و راه حسنیان آنقدر آمد که وقتی که حسنیان افتاد اولین کسی که اسلحه  حسنیان را از دستش  گرفت شهید صمد یکتا بود. که ایشان هم در سمت  فرماندهی گردان  به لقاء الله  پیوست  بعد از  ایشان  شهید محمد کاشی  بود که ایشان  هم به شهادت رسید.یعنی در این گردان3 تا فرماندهی گردان به شهادت رسیدند که از بهترینها  بودند. شاگردان حسنیان بودند این دو شهید کنارحسنیان  توانستند درس فرماندهی  را یاد بگیرند. توانستند کنار ایشان به عنوان  یک شاخص باشند که وقتی که ایشان افتاد توانستند گردان را اداره  کنند.   
 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/04/24 ساعت موضوع | لینک ثابت