عمود1452

همینکه گذر نامه اش را گرفت به سرعت خود را به مرز 

شلمچه رساند

آخر شهدا دعوتش کرده بودند

همانهایی که درجبهه سینه میزدند و میگفتند:

حسین حسین میگیم میریم کربلا

هر جی بلا می خواد سر ما بیاد

امکان نداشت بتوانند جلویش را بگیرند

تا صبح یکسره رانندگی کرد وپلک نزد

صبح پنج شنبه 20 / 93/9 در شلمچه بود

به سرعت از مرز گذشت و خود را به نجف رساند

دعای کمیل را در جوار ملکوتی امیرالمومنین خواند

وبه سوی کربلا حرکت کرد

سرما بی خوابی خستگی هرگز تاثیری بر اراده او

وجمعیت 25 میلیونی حاضر نداشت

جمعیت عاشقانه بسوی بین الحرمین در حرکت بود

تصاویر وجملات امام ره ومقام رهبری وحاج قاسم

سلیمانی در طول راه وبر دست زائران نشان می داد

این تنها یک زیارت نیست بلکه یک عملیات است

آن هم از جنس کربلای 5 

ایرانی افغانی لبتانی پاکستانی عراقی و... همه در

یک صف علیه آمریکا اسرائیل انگلیس ونوکرانشان

داعش و... 

تا به حال چنین وحدت وهمدلی را ندیده بودم

به کوری چشم دشمنان  در روز اربعین چشمانمان به 

حرم حضرت ابالفضل روشن شد یعنی عمود 1452

ازدحام آنچنان بود که احساس خطر برای جان زائران میشد

این مشت محکمی بر دهان داعش بود

وبار دیگر کمر استکبار را شکست

شاید در سالهای آینده این موج وحدت آفرین زمینه ساز

ظهورش باشد. ان شائ الله

 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/09/27 ساعت موضوع | لینک ثابت

راهپیمایی اربعین در کربلا دعوت شهدا بود

شهید ابوالفضل علی یاری فرزند خدا بخش که دقیقا 48 روز پس از شروع جنگ شهید شده شعری از شهید روی سنگ مزارش نقش بسته بود که خود شهید سروده:

 

 

تفنگهایمان را کنار علقمه چاتمه خواهیم زد

                      مرقد پاک شهیدان را بوسه خواهیم زد

قمقمه هایمان را از آب فرات پر خواهیم کرد

                     وبه یاد لب تشنه حسین سینه خواهیم زد

 

یک لحظه احساس کردم که شهید از من دعوت می کند که به کربلا بروم و به راهپیمایی روز اربعین خود را برسانم با خود گفتم حالا که مرا سعادت نیست تا از 313 یار آقا باشم آیا این سعادت را هم ندارم که در کنار 25 میلیون یارابا عبدالله بوده ودر این حرکت انقلابی نقشی داشته باشم؟

 کربلا منتظر ماست بیا تا برویم....

 



 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/09/27 ساعت موضوع | لینک ثابت

میثاق با آسمان

روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه!
   
                                       نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه!

این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار،

                                     پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه!

باغبانی‌ست عجب! آن که در آن دشتِ بلا،

                                     به خزانی ثمرش رفت، ولی قولش نه!

شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار،

                                     دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه!

جان من در پی "آن مرد" که در شط فرات،

                                     تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه!

هر طرف می‌نگری نامِ حسین است و حسین،

                                     ای دمش گرم!!  سرش رفت، ولی قولش نه!

حسین جنتی


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/09/27 ساعت موضوع | لینک ثابت

یاعلی

یاعلی

بزعم مدعیانی که منع ما زعشق کنند               جمال چهره ی تو حجت موجه ماست

 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/09/25 ساعت موضوع | لینک ثابت

مسافرکربلا (بیادشهدای عملیات کربلای ۵ شلمچه)

 

butterfly and sky - sky, nature, delicate, butterfly

پیاده میروی قدم به قدم تا کرب و بلا و مدام شلمچه را به خاطر می آوری.

مرا هم یادت می آید؟

آنجا که میگفتی ولاحول ولاقوة الا بالله شاید من کنارت بودم

یادت هست انفجار ، آتش ، خون ؟ زیر آن پل  جنازۀ عراقیها زیر دست و پا! لعنت به جنگ!

چرا مرا نمیدیدی؟ مرا یادت نیست؟

یادت آمد؟ خداراشکر!

زیرلب میگویی : آری زمین به رقص آمده بود از سمفونی ریتم دار بمبها و گلولۀ خمپاره ها. آری یادم هست که گفته شد تمام جنگ یک طرف و شلمچه یک طرف، از شدت و سختیِ نابرابری، از نفرات و تجهیزات زیاد دشمن . تمام کفر در مقابل تمام ایمان! تمام کشورهای مخالف انقلاب در مقابل تعداد اندک بسیجیان ایران.

لعنت به این همه قساوت!

می گویم یادت هست آن ترکش طلایی را که آمد و خورد به تو . گرم بودی نفهمیدی چه شد. خون جاری بود و تو مشغول کار خود ! مجروحی را بدوش میکشیدی...

تشنگی ات یادت هست؟ راستی من کجا بودم؟؟ 

یادم آمد! میرفتم تا برایت آب بیاورم .

پس چرا تمام این قمقمه ها خالیست . لعنت به جنگ!

هنوز صدای نالۀ مجروحان بگوش میرسد و قدمهای تو ! چه تند میروی! چه میگویی؟ چه زمزمه ای؟ که شلمچه کربلای ایران بود؟ شلمچه کربلای ایران ؟ چه ذکر زیبایی! پس برای همین خاک شلمچه بوی عطر میدهد؟

یادت هست چه غروب زیبایی داشت ؟

می دیدی خورشید طلایی را که سرخ میشد؟ مثل تن های درخشانی که به خون آغشته می گشت چقدر خورشید روی زمین افتاده بود!

من آن روزها کنارت بودم.............

راستی کتاب خاکهای نرم کوشک را خوانده ای؟ این را جوانی از من میپرسد که دل و دینش را به شهید برونسی داده و تمام شده و رفته است! میگویم بلی خوانده ام و میدانم که در جای جای این جبهه یاس کبود میروئید .

هرجا که شهیدی به زمین می افتاد عطر نرگس میپیچید.

و در دل شبهای تار و در تنهاییِ قلبهای کوچک بسیجیان، ماه کامل پدیدار

میگشت......

می ایستی و با چشمهای بارانی ات به من نگاه میکنی. نور نگاهت چشمهایم را میزند!

و تو دوباره تند تند تند راه می روی.....

مرا جا می گذاری و  میان اشعه های نور در خورشید محو میشوی.......

 

 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/09/24 ساعت موضوع | لینک ثابت

جنگ

جنگ ،

آهن ،

فولاد ،

تفنگ 

جدالی نابرابر

با شیطان پلشت

جای انسان اینجا نبود!

مأوای انسان بود بهشت...

آهن

ناله سر می دهد 

آه!!

فولاد ،

آینده ،

نقش بر آب

تفنگ ، عشق را کشت 

پدر ،

بی پسر

مادر ،

بی دختر

طفل شیرخوار ،

بی پناه

هزاران بار

مرگ بر اهریمن بدسرشت

که اینگونه  

سرنوشت جنگ

بنوشت

 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/09/23 ساعت موضوع | لینک ثابت

شهید محمود رضا بیضایی(مدافع حرم اهلبیت ع)

Image title

یکبار در خانه صحبت وصیت نامه شد، به پوستر «حاج همت» روی کمدش اشاره کرد و گفت: «وصیت من این است».روی این پوستر که هنوزهم آنجاست، نوشته:

«با خدای خود پیمان بسته‌ام تا آخرین قطره خونم، در راه حفظ وحراست از این انقلاب الهی یک آن آرام و قرار نگیرم.»

محل شهادت:منطقه «قاسمیة» در جنوب شرقی دمشق


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/09/22 ساعت موضوع | لینک ثابت

زن مسلمان

 

در هر فرایند اجتماعی که زنان شرکت حداکثری داشته اند منتظر به ثمر نشستن هدف مورد نظر باید بود 

در صحنۀ انقلاب  در مبارزه با گروهک تروریست مجاهدین خلق  در هشت سال دفاع مقدس در عرصه های علم و فناوری ،اشاعۀ فرهنگ قرآنی هر جا که زنان موافق حرکتی بوده اند و از آن حمایت نموده اند حرکتی پیروزمندانه شده است

اگر مادران فرزندانی شجاع و مومن پرورش ندهند کجا مجاهدانی جان برکف به صحنۀ دفاع از دین خواهند شتافت؟

اگر زنان همسران خود را از بابت حفظ فرزندان و ناموس خانواده مطمئن نسازند کجا مردان قدرت پایداری در پیکار  خواهند داشت

در جوامع همیشه اینچنین بوده در کشورهای غیرمسلمان که مخالف احکام دین هستند زنان را میبینید که بشدت در مقابل به اجرا در آمدن دین الهی مقاومت میکنند افراد نادرست و شرور در طول تاریخ همواره از مادرانی ناشایسته به دنیا آمده اند

این قانون شاید در موارد بسیار محدود و اندکی صدق نکند اما عموما چنین بوده است

مادران زنان دختران اگر شایسته و عالم به زمان و حق طلب و در صحنه باشند مردان را به اوج خواهند رساند

زن به مثابۀ زمینی است که اگر مناسب و محکم باشد بذر انسانیت را به خوبی در خود می پرورد و چنانچه شوره زار باشد بدا بر احوال آن جامعه

تمام سعی شیاطین غربی  بر افکار زنان  متمرکز شده است (تبلیغ فرهنگ پوچ غربی از طریق ماهواره ها و ترویج بی بندوباری در خانواده) و ما مسلمانها غافل

اگر در این راهپیمایی بزرگ و باشکوه اربعین حسینی حضور زنان را پررنگ یافتیم باید منتظر اجتماعات باشکوه تر و پرثمرتر در راستای اهداف اسلام باشیم

زنان عالم مومن قانع پرهیزگار زاهد رئوف و درعین حال شجاع ، بزرگانی همچون شهدا  را به اسلام و مسلمانان تقدیم خواهند نمود

زنان پرده نشین  افسرده  و بیسواد  و  کم هوش که هیچ بهره ای از علم و احترام  و محبت  نبرده اند و پیوسته توسط مردان سرکوب شده اند هرگز نمیتوانند زمینه ساز قیام برضد ظلم و ستم ابرقدرتها باشند

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نهایت احترام را برای دختر خود بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها روا میداشتند

محبت و احترام ایشان  به  فرزند دختر و  همسرانشان حیرت انگیز است

امروزه   موج  گسترده ای از گرایش زنان غیر مسلمان به دین اسلام  بوجود آمده و نتیجۀ تحقیقات نشان میدهد علت این استقبال کرامتی است که دین اسلام برای زنان قائل شده که در دیگر ادیان وجود ندارد

خداوند حکیم در قرآن با احکام عادلانه و صحیح بهترین حمایت را از زن نموده است از جمله حق ارث نفقه  ،مهریه،وظیفۀ مرد بر تکفل فرزندان ،حجاب برای مصونیت از آزار

و همینطور در موردفلسفۀ وجودی زن 

در تمام کتب آسمانی  این حوا بوده که آدم را فریب میدهد برای خوردن میوه ممنوعه در حالیکه در قرآن آدم و حوا باهم فریب خوردند زن از نظر دیگر ادیان موجودی اغواگر و شیطانی معرفی میشود اما در قرآن چنین اعتقاداتی القاء نمیشود در قرآن  مردان و زنان مومن مردان و زنان کافر مردان و زنان منافق یاور یکدیگرند.از هردو جنس نام برده شده به خوبی یا بدی! در عین حال مرد را حامی و مایۀ قوام زندگی زن قرار داده است 

      مردان که قوامون علی النساء هستند یعنی پشتیبان و تکیه گاه زنان باید همانگونه که خداوند خواسته با زنان برخورد کنند (کسب حلال و حمایت از رشد فکری و علمی بانوان)

 زیرا

از دامن زن مرد به معراج می رود

به امید طلوع فجر دانایی و انسانیت

و ظهور منجی عالم بشریت

یامهدی عجل علی ظهورک

 

 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/09/20 ساعت موضوع | لینک ثابت

شهدای حرم اهلبیت علیهم السلام

 

یاد اون شهیدانی بخیر که به سوریه و عراق رفتند جون دادند خون دادند با سلفی های خونخوار جنگیدند و حالا ما میتونیم با خیال راحت و با پای پیاده بدون هیچ ترسی به پابوس امام حسین علیه السلام  بریم


یاد آن پروانگان باغ عشق گرامی باد

 

در مورد دوتن از شهدای بزرگوارحرم اهل بیت علیهم السلام از سال پیش در وبلاگ دلنوشته هایی ثبت شده بود و حالا دوباره تقدیم روح پاک ایشان خواهیم نمود

 بسی گفتیم و گفتند از شهیدان.......شهیدان را شهیدان میشناسند


بیاییم یادشهدای سوریه و عراق را در خاطره تاریخ اسلام حفظ کنیم تا ظهور منجی موعود          

 

اللهم عجل لولیک الفرج 

 

 و إذا رأوک إن یتخذونک إلا هزوا أهذا الذی بعث الله رسولا  فرقان۴۱

 ای رسول ما غمگین مباش! از اینکه این کافران هرگاه تو را ببینند کاری ندارند جز انکه تو را تمسخر کرده گویند آیا این همان مردی است که خدا به رسالت بر خلق فرستاده است؟

شهید رسول خلیلی کشته شده به دست یزیدیان در سوریه

 

رسولِ ربِّ رحمان!    خلیلِ مهدی!

 

از بچّه هیئتیها کی حاضر بود باهات بیاد ؟ خوب معلومه ؛

از دانشجوها ؟ اونم معلومه ؛

از حوزه ها؟ اون که صد در صد معلومه ؛

ساکِت رو بستی داری میری ،

بی سر و صدا 

مثل اون شبی که امام حسین (علیه السلام) بی سر و صدا عباشُ کشید رو سرش

و فرمود : هر کی می خواد بره ، هر کی می خواد بمونه ؛

آقا رسول!

قلب کوچیک ما رو یه گوشۀ ساکِت جا بده و برو؛

آوینی می گه هنوز روز عاشورا به پایان نرسیده است؛

اما می بینی؟! هم عاشورا تموم شد، هم اربعین از راه رسید، اما قافله ای مهیا نشد !

 

آقا رسول!

آخه تو چی می گی ؟!

 

می گی  ناموس مهدی در خطره ؛

 خوب باشه من کلاس دارم ، نمی رسم ؛

 

می گی  بچه های مهدی رو دارن می کُشن ؛

  ـ خوب بکشن ، باید برای  روضه خونی  اربعین آماده بشم ، دارم تمرین صدا می کنم

 تازه باید عمّامۀ نو بخرم

 

می گی  به خدا اسلام داره کتک می خوره ، تنها مونده ؛

ـ آخه هیئتمون داره با هیئت بچه های محلۀ پایین رقابت می کنه ، نمیشه که !

 

می گی  شیطان داره آدمارو سلّاخی می کنه ؛

  ـ تو هم چه حوصله ای داری ، یه موضوع بده واسه پایان نامم ، اتفاقا رشتم الهیاته  این موضوع جواب می ده !

 می گی موضوع واسه پایان نامه می خوای باشه بهت می گم ، از فنا بنویس فنا ؛

میگم  نمی شه سرگرم دنیام سرگرم زندگی ام یه موضوع ساده تر بده ؛

می گی باشه ، عشق رو برام معنی کن ، غم غربت مهدی رو معنی کن ، 

شب طولانی ظلمت رو به تصویر بکش ؛

 

اما آقا رسول!

 لبخندِ توی عکست چیز دیگه ای میگه  

می گه تو برنده شدی

تو پایان نامَت رو ۲۰ شدی  

تو قشنگترین روضه رو خوندی

آقا و مقتدای تو مهدی بود

حزب و گروهت مهدی بود ؛

تو سید مهدی رو کمک کردی ؛

سید مهدی....امام مهدی....مولا مهدی.......

................................................................................................................

شهید مهدی عزیزی

 یس83

پاک است خداوندی که اختیار همه چیز در دست اوست و به سوی او باز گردانده میشوید

داشتم میگشتم دنبال یه آشنا

خیلی چرخیدم و پرسه زدم

پرسیدم  نگاه کردم  دویدم 

 هرچه بیشتر میگشتم کمتر پیدا میکردم

باز هم نگاه کردم باز هم دویدم

دنبال یه آشنا میگشتم  تا اینکه تو رو دیدم

..... جایی که همه غریبه اند پیدا کردن یه آشنا خیلی

می خوام تو رو به دوستام معرفی کنم

می خوام بهشون بگم حتی حالا که همه جا پر از سکوته کسی هست که فریاد بزنه

 حالا که همه بالشون رو بستنو  پروازو  فراموش کردن کسی هست که پرواز کنه

مهدی جان چقدر خوب شد که پیدات کردم  دلم یخ زده بود  سالها بود که آلاله ای نشکفته بود

مهدی جان سلام

اول یه گله ازت دارم چرا شماها وقتی که پر میکشین تازه صدامون میکنین؟

عاشق شهدا بودی حتی برای تفریح می رفتی گلزار شهدای بهشت زهرا پیش بهشتیا

از بچگی شهادت رو دوست داشتی. چهار پنج سالت بود شعر میخوندی شهیدم من شهیدم من

داییت ،دوستت و برادرت میگفتن اهل شعر وادب بودی اشعار زیادی رو از حفظ میخوندی اما هیچکدومشون به این شعر نمیرسن :  شهیدم من شهیدم من

پاتو گذاشتی جای پای علمدار . وقتی شنیدی به حرم حضرت زینب میخواد تعرض بشه روی زمین بند نمیشدی

از بچگی توی مساجد توی هیئتها بودی تا بزرگ شدی تو هیچوقت روی زمین بند نمیشدی

تا اینکه نقشه کشیدی برای پرواز

رفتی سپاه ،بدون تعلقات دنیایی ،مقید به مسائل شرعی نمازو روزه و سال خمسی و جهاد و ...تو کجا بودی ما کجائیم؟

به دوست همرزمت گفتی کار سخته و وقت کم، باید گره کورو باز کرد اگه شده با چنگ و دندون، نباید منتظر دیگران باشیم باید تک نفره کارو پیش برد

آقا مهدی دو روز تموم با مادرت صحبت کردی تا راضیش کنی گفتی مادر! اگه من شهید شم چی کار میکنی؟ مادرت گفت تو ده ساله که داری میری و میای تا حالا طوری نشده. مگه میشه یه کماندو بره و برنگرده. گفتی این بار فرق میکنه اگه شهید شم چی کار میکنی؟

مادرت گفت شهادت برازندۀ توست شهادت مبارکت باشه

افکار قشنگی داشتی گفته بودی درخت شیعه دراقصی نقاط دنیا ریشه کرده برای آبیاری اون باید خون پاش ریخته بشه

چه غریبانه شهید شدی ،مثل مولامون اباالفضل، وسط اون همه گرگ، گرگای سلفی

برای دفاع از حریم حسین علیه السلام

امام حسین مهربون، تو رو برد پیش خودش ،همونجا که همیشه آرزوش رو داشتی

دوستت قبل از شهادت خواب دیده بود سه تا مزار کنار هم قرار داره،مزار وسطی روش نوشته شده شهید مهدی عزیزی و پرچم سید الشهدا بالا سرش برافراشتس 

مهدی جان خوش به سعادتت، مهدی جان شهادت مبارکت، مبارکت

 

 

الا ای که با یاد پروردگار        رسیدی به آرامشی و قرار

بیا این زمان سوی یزدان خویش       به سوی خدا گام بگذار پیش

که هستی تو خشنود از کبریا        زتو نیز راضی است یکتا خدا

کنون در صف بندگانم در آی            به باغ بهشتم تو می کن سرای

 

 

 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/09/19 ساعت موضوع | لینک ثابت

شهید علیرضا یاسینی

شهید علیرضا یاسینی و شهید عباس دوران


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/09/17 ساعت موضوع | لینک ثابت