شهید علیرضا موحد دانش

بجای عکس فهد!

همان سالی که دستشان مجروح میشود شهید  پیچک سهمیه خودشان را به ایشان دادند و به حج رفتند در خاطرات خود نوشته بودند که اعلامیه ها و عکس های  امام خمینی را داخل  همین دست مصنوعی  خود جا سازی  کرده بود و رفته بود به عربستان و جای عکس فهد و پشت افراد میچسباند و می گفت خدا روشکر این دست قطع شده بیشتر به نفع اسلام  شد  تا این  دستی که دارم. یک چنین روحیاتی  باعث  شد  22 بهمن را بوجود بیاورند یک چنین روحیاتی بود که سپاه اسلام را همان موقع که در گیر منافقین بودیم و بی پول بودیم و مدیریت هم  بلد نبودیم و تازه انقلاب به  پیروزی رسیده بود و جنگ با صدام و همه این مسائل  این  روحیه بود که ما را کشاند که نیروی  نظامی اعزام بکنیم و هزاران نفر از  سپاهیان  رفتند و همینطور  هسته اولیه حزب الله  لبنان بنیادش سالهای ۶۰-۶۱ توسط شهیدحاج احمدمتوسلیان و شهید همت گذاشته شد .

برادر رزمنده سید محمد جوزی


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/11/06 ساعت موضوع | لینک ثابت

پدر شهیدان موحد دانش

 

امید به انقلاب
 

من خیلی از  بچه ها را می بینم که خیلی نگران هستند یا خیلی مضطرب هستند در رابطه با اینکه اگر ما مامور  هستیم برای امر به معروف و نهی از منکر چرا از ما حمایت نمی شود که من به این افراد گفتم که نگران نباشید زمانی که هنوز من اداره بودم و بازنشسته نشده بودم  دوستی ما داشتیم که بویی ازانقلاب می امد  ولی هنوز  خبری نبود  این دوست ما خیلی مطالعه می کرد  یک روز آمد و گفت می دانی که ریشه  شاه داره خشکیده می شه گفتم این  ریشه برای 60 ساله. چی چی خشکیده می شه؟ گفتند که من کتاب  مهدی موعود را می خوانم انقلاب می شود  یکی به اسم روح الله می اید، البته این باورش کمی برای ما  سخت  بود اما اینقدر خدا به ما محبت کرد که زنده ماندیم که این انقلاب را دیدیم ورود حضرت امام به ایران و برنامه هایی که پیش امد بودیم و دیدیم
امروز که دیدم خیلی از این  جوانها از محیط  فعلی ناراحت هستند گفتم که ناراحت نباشید تمام این  برنامه هایی که ما در گذشته  شنیدیم  به آن واقف هستیم و به آن ایمان و اعتقاد داریم شما هم با آن نیروی باطنی و مقاوم پر شور و پر شرر بایستید و کار خودتان را انجام  بدهید . من همانطور که شنیدم ظهور  حضرت مهدی  نزدیک است و واقعیت هم همین است  امام ظهور خواهد  کرد انشاالله حق به همه حقداران می رسد ، خستگی از تن همه شما در میاید اینقدر ناراحت نباشید. اینهارا که گفتم این جوانی که ناراحت بود کلی پر وبال گرفت به من گفت حاجی  شما کجا هستید که گاهگداری ما بیاییم شما را ببینیم  گفتم هر  وقت  بیای  بهشت  زهرا مرا  خواهی دید.


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/11/06 ساعت موضوع | لینک ثابت

شهیدان محسن و علیرضاشیخ عباسی

مادر شهیدان محسن و علیرضاشیخ عباسی:

رفته بودیم برای محسن خواستگاری . هر دو همدیگر را پسند کردند از خانه آنها که آمدیم بیرون دیدم سرش را پایین انداخته و کفشهایش رابه کف خیابان میمالد، گفتم  چی  شده؟  گفت اجازه بدهید فکرهایم را بکنم.اگر قسمت من باشد  برمیگردم و اگر قسمت من  شهادت بود که هیچی.  فقط دعا کنید من شهید بشوم. 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/11/06 ساعت موضوع | لینک ثابت

شهید علیرضا شیخ عباسی

علیرضا را با آمبولانس آوردند عصا به دست بود. عصا را از سر کوچه کنار گذاشت که مادرمان از دیدن این صحنه ناراحت نشود و به سختی از گوشه دیوار می آمد اما روی پله ها از حال رفت . او را با آمبولانس به بیمارستان بردیم بستری شد وقتی بهبود پیدا کرد دوباره به جبهه برگشت.

  علیرضا میگفت اسلحه ی من نباید روی زمین بماند

ما برادرها همگی به جبهه میرفتیم ۶برادر بودیم دو نفرمان شهید و بقیه جانباز شدیم

مردم با کنایه به پدرم میگفتند چرا همه ی پسرانت را به جبهه میفرستی پدرم میگفت وظیفه دارند بروند خود من هم باید بروم

(برادرشهید)


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/11/06 ساعت موضوع | لینک ثابت

شهید محسن شیخ عباسی

 

شهید محسن از همان دوران کودکی اش نترس بود . هنوز انقلاب به پیروزی نرسیده عکس شاه را برده بود در فضای یک مرکز دولتی(بهداری دولتی) بچه ها را جمع کرده بود و شعار میداد

« تا این شاه کفن نشود وطن وطن  نشود »


  برادرم دیده بود ناراحت شد که  محسن چرا اینکار را میکنی؟  میایند تو را میگیرند پدرت را می گیرند.

محسن می گفت ما نمی ترسیم!

مرگ بر  شاه می گفت  و می رفت.

(مادرشهید


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/11/05 ساعت موضوع | لینک ثابت

پلیدی های آل سعود

پلیدی های آل سعود را آب زمزم هم پاک نمیکند 

به دوزخ رفت آن شاه سعودی 

همان کفتار بدتر از یهودی 

بساط آماده گردیده که دیگر 

بیاید مهدی زهرا بزودی  

یکی از جرثومه های فساد و خلف یزید وکفتار پیر که جان بیش از 300 زائر 

حج را در سال 1366 در کنار حرم امن الهی گرفت به جهنم وارد شد پس 

از کشتار حجاج در حج خونین سال 1366که تنها جرمشان شرکت در  

راهپیمایی برائت از مشرکین با شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل بود وهابیها 

برای شاد کردن دل اربابان صهیونیست خود راهپیمایان را با آب جوش و 

بلوک سیمانی که از قبل بالای هتلها برده بودند و با چوبهای میخ دار و 

گلوله هدف قرار دادند که در این جنایت 325 نفر از جمله 20 کویتی شهید 

وصدها نفر مجروح شدند جالب این است که این جمعیت برای حفظ  

وحدت حتی علیه صدام هم شعار نمیداد در حالیکه ما با صدام در جنگ  

بودیم . پس از آن سالها ایرانیها از رفتن به حج محروم شدند واین یعنی 

سد عن سبیل الله که توسط خائنین الحرمین صورت گرفت. 

امام خمینی ره پس از این جنایت پیام بسیار مهمی صادر فرمودند 

که به قسمتهایی از این پیام اشاره میکنیم: 

در این جنایت ناموس اسلام پایمال شد 

اگر از صدام بگذریم از فهد و آل سعود نخواهیم گذشت 

ما اگر از همه کسانی که به ما بدی کردند بگذریم 

اگر از مسئله قدس بگذریم 

از فهد وآل سعود نخواهیم گذشت.... 

حال سوال ما این است که چرا دولت کلید ساز قبل از رئیس رژیم  

صهیونیستی برای مرگ این فاسد پیام تسلیت صادر میکند وبه  

وزیر خارجه ماموریت ابلاغ تسلیت حضوری در عربستان میدهد ؟!! 

مرگ بر آمریکا و مرگ بر سازشکار .  شهید بهشتی  

آنچه پیش روی شماست اسامی و تصاویر تمامی شهدای حج خونین سال می‌باشد که در آن خانواده شهداٰ جانبازان و ایثارگران نیز حضور دارند. مشرق افتخار دارد که این اسامی و تصاویر را برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می‌نماید.
به گزاش مشرق، نهم مرداد 1366 مصادف شده بود با شش ذیحجه برای راهپیمایی برائت از مشرکین انتخاب شده بود. آن روزها مراسم برائت از مشرکین در شهر مکه انجام می‌شد. سخنرانی، ساعت شش بعدازظهر تمام شد و بعد از آن جمعیت مسیر راهپیمایی را با شعار علیه آمریکا و اسرائیل به سمت پل حجون در کنار قبرستان ابوطالب طی کرد. نزدیک غروب، راهپیمایی تقریبا تمام شده بود و بلندگوها خاموش بود که فاجعه شروع شد.

نظامیانی که در خیابان‌های اطراف مستقر بودند لباس پلیس عربستان را نپوشیده بودند و یونیفرم ارتشی داشتند. حادثه با چماق‌های پلیس عربستان شروع شد. در بین پلیس‌ها عده‌ای هم با لباس معمولی حاضر بودند و با چماق‌های میخ‌دار و میله‌های آهنی مردم را می‌زدند. بالای پشت‌بام‌ ساختمان‌های اطراف، عده‌ای با لباس عربی هر چه به دستشان می‌رسید بر سر حاجیان می‌انداختند. بلوک، شیشه، سطل شن، کپسول، کولر گازی! عده زیادی بر اثر برخورد جسم سنگین و متلاشی شدن سر شهید شده بودند. همه هتل‌ها درهای ورودی را بسته بودند و فقط ساختمانی که فلسطینی‌ها در آن بودند درها را گشوده بود که عده‌ای توانستند جان خود را نجات دهند. جمعیت در محاصره سفاکان رژیم آل‌سعود افتاده بود. ازدحام جمعیت خیلی زیاد بود.

بخشی از حجاج ایرانی را خانواده شهدا و جانبازان دفاع مقدس تشکیل می‌داد. خیلی از شهدای حج خونین، مادر و همسر شهید بودند. جانبازان بر اثر ضربات چماق از روی صندلی چرخدار بر زمین می‌افتادند. آن‌قدر شلوغ بود که هر کس روی زمین می‌افتاد زیر دست و پا می‌ماند.

زمانی که پلیس مردم را کتک می‌زد، عده‌ای از چماق‌داران لباس شخصی سوت و کف می‌زدند و هلهله می‌کردند. ارتش شروع به تیراندازی کرد. اول اشک‌آور و گاز سمی خفه‌کننده. عده زیادی از زنان و کسانی که روی زمین افتاده بودند به علت استنشاق گاز خفه‌کننده شهید شدند. رگبار گلوله‌ مسلسل‌های دستی به سمت حاجیان گرفته شد. ازدحام آن‌قدر زیاد بود که کسی که گلوله می‌خورد شاید روی زمین هم نمی‌افتاد.در بدن بعضی شهدا چندین تیر بود. یوزی، کلت، ام-16، حتی بعضی از شهدا با گلوله‌ای که در پیشانی‌شان خورده بود شهید شده بودند. تک‌تیراندازها با قناسه از بالای پل مردم را می‌زدند.

چهره تک‌تیر‌اندازها اروپایی بود. چند ماه قبل، ژنرال اولریخ وِگِنِر، آلمانی‌تبار، مسئول هماهنگی امنیتی شهر مکه شده بود. در روز حادثه سوار بر هلی‌کوپتر بالای سر جمعیت دیده شده بود.  او قبل از این در عملیات گروه دلتا، در آزادی اسرای لانه جاسوسی آمریکا در تهران شرکت داشت و در تهران مسئول تیم بود که تحت پوشش خبرنگار شبکه ZDF آلمان فعالیت می‌کرد.

از روزهای قبل هماهنگ شده بود که هیچ بیمارستانی در روز نهم مرداد مجروح نپذیرد. آمبولانس‌هایی که نزدیک می‌شدند مورد هجوم واقع می‌شدند و سربازان با چماق شیشه‌های آن‌ها را خورد می‌کردند و دکترها و پرستارها را بیرون می‌کشیدند و می‌زدند. چند آمبولانس توانستند از بین مأمورین عبور کنند و با سرعت مجروحین را سوار کنند. ولی سربازان راه برگشت را بستند و مجروحین را از پشت آمبولانس بیرون ریختند و کتک زدند. عده‌ای همان جا شهید شدند. خیلی از شهدا اول مجروح بودند و به علت عدم رسیدگی شهید شدند. تیراندازی که تمام شد تا ساعت یازده شب محاصره ادامه داشت. مردم روی زمین نشسته بودند. هر کس بلند می‌شد با چماق بر سرش می‌زدند.

شب جستجوی خانه‌به‌خانه شروع شد تا کسانی که فرار کرده بودند را دستگیر کنند. ساعت یازده که محاصره تمام شد، کسی حق نداشت به پیکر شهدا و مجروحین دست بزند. برق خیابان قطع شده بود. آمبولانس‌های درب و داغان وسط خیابان رها شده بود. تقریبا هیچ جسدی سالم نبود؛ همه له شده بود و با چادرهای مشکی و سفید زنان که خون‌آلود و پاره بود پوشیده شده بود. زمین پر از لنگه کفش و دمپایی، تکه‌های پاره لباس، خرده شیشه و قلوه سنگ بود. بوی گاز و باروت فضا را پر کرده بود. کف خیابان پر از خون بود. مجروحین و شهدا را روی هم سوار ماشین‌هایی که شبیه ماشین‌های حمل حیوانات بود می‌کردند و می‌بردند. رسیدگی به حال مجروحین عجیب بود. شاهدی دیده بود که دست یک زائر ایرانی از ناحیه مچ تیر خورده بود و او در برابر تصمیم پزشکان برای قطع دستش مقاومت می‌کرد. اما پزشکان با کمک مأموران امنیتی دست او را قطع کردند.

عربستان تاکید داشت که در این اتفاق هیچ گلوله‌ای از سوی سربازان شلیک نشده است و سعی در از بین بردن آثار آن داشت. به همین دلیل، اجازه بازدید هیئت‌های دیپلماتیک از شهدا تا چندین روز داده نمی‌شد.

بعدها بررسی های به عمل آمده توسط اداره تشخیص هویت و پلیس بین الملل جهت تشخیص نحوه شهادت زائران مظلوم بیت الله الحرام دال بر استفاده از اسلحه‌های مختلف می‌باشد و بر خلاف ادعای جنایتکاران سعودی که منکر استفاده از اسلحه و یا تیر اندازی شده اند تعداد زیادی از زائران با تیر مستقیم به شهادت رسیده‌اند،نتایج به دست آمده به قرار زیر می‌باشد:

1- تیراندازی از فواصل مختلف و اکثرا بیش از 20 متر صورت گرفته است.

2- مسیر عبور گلوله اکثرا از بالا به پایین و یا در خط مستقیم بوده است.

3- با توجه به ضایعات ایجاد شده بر روی پیکر شهداٰ سلاح مورد استفاده از انواع مختلف (کمری، مسلسل و تفنگ جنگی یا شکاری از نوع گلوله زنی) بوذه است.

4- اکثر گلوله‌های شلیک شده پس از اصابت از بدن شهدا خارج شده است.

5- در بررسی‌های انجام شده بر روی اولین جسدی که مورد بررسی قرار گرفته یک گلوله (نظیر گلوله‌ تفنگ‌های جنگی) در ناحیه پشت شهید متوقف گردیده بوده است که از این ناحیه استخراج و تحت بررسی جهت تعیین نوع سلاح قرار گرفته است.

حال پس از 25 سال از آن حادثه دل خراشٰ مشرق اسامی و تصاویر شهدای آن روز را برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می‌نماید. باشد که روح آن زنان و مردان با اربابشان اباعبدالله الحسین(ع) محشور باشد.

اسامي شهداي حج خونين

نذرآغا سليمان دوخت (مادر شهيد محمد عسگر عسگري)- زهرا چپ چاپ(مادر شهيد)- فاطمه نيك (مادر 3 شهيد)- حاجيه ربابه رنجبر ريزي(مادر شهيد)- صفيه خانم گنجينيه(مادر شهيد) - حاجيه فاطمه فتاحي(مادر شهيد) - رقيه مرداني(مادر شهيد) - زهرا كلاغ نشين(مادر شهيد) - عذرا باب(مادر شهيد) - فاطمه ورشابي(مادر شهيد) - ليلا حسني(مادر شهيد) - صديقه قصابي خليل‌ آباد(مادر شهيد) - شرافت خسروي هاچه سو(مادر چهار شهيد و همسر شهيد) - گوهر سراجي(مادر شهيد) - رقيه سلطان پريشاني(مادر شهيد) -منور كفاشي زاده تهراني(مادر سه شهيد) - شهربانو قويدل(همسر شهيد) - طاهره كبابيان(مادر شهيد) - پروين كوثري(مادر شهيد) - بي بي طاهره سروري(مادر اسير) - خاتون عقيقي(مادر شهيد) - اقدس استوار چولايي(مادر شهيد) - حافظه سليمان شاهي(مادر شهيد) - حاجيه بيگم اسلامي(مادر شهيد) - كبري تلخ آبادي(مادر دو شهيد و همسر شهيد) - كبري سبز علي قلعه مير زماني(مادر شهيد) - صديقه موسويان(مادر دو شهيد) - خديجه محمد نيا(مادر شهيد) - حاجيه فرح زور بخش(مادر شهيد) - زهرا صادق زادگان(مادر شهيد)- محترم اخلاقي(مادر شهيد) - صديقه جلواني خوزاني(مادر شهيد) - صغري وطن دوست سر مزده(مادر و همسر شهيد) - زهرا دادرسان(مادر شهيد) - هاجر حائري عراقي(مادر شهيد) - سكينه عسگري‌ باقرآبادي(مادر شهيد) - سكينه احمدي(مادر شهيد) - ربابه اكبرزاده رضايي(مادر شهيد) - شاه زنان زماني(مادر دو شهيد و همسر جانباز دوپا قطع) - خديجه مار ناني(مادر شهيد) - زهرا حسيني (مادر شهيد) - عصمت حسيني(مادر مفقودالاثر) - اقدس حسن زاده(مادر شهيد) - مفتول(بتول)نجفي - سكينه خاني زارچي- قمرخانم عليپور - فاطمه صادقي برزاني- نجم بيگم كرابي - راضيه بيگ شهپري فرد- فاطمه وكيلي سهر- خانم رياستي- ليلا جلالي ورنامخواستي - صاحب جان شاملي طرقي- فاطمه خسروي اجگردي- ملك خانم جوادي- سلطنت يار بيگي درويشوند- حميده قضاوي خوراسگاني- طاهره السادات زركش- زيبا خانم شريعتي- كبري غفوري- شاهزاده مظاهري- حميده مولوي(مولائي) دستجردي- شايسته محمدحاجي كريمي- بي بي تاج رضايي - اشرف اشتري- معصومه شاه سنائي- سيده خانم ذوالفقاري- رقيه حق نگهدار- صغري شهسواري- معصومه عرب بالا جليني- احترام حداد- سكينه خاتون ناظميان - انيس بهروز ماشالي- خديجه اسدي - خديجه كديور- فاطمه كوچي- بتول فيروزمند - كبكيه جليلي- رقيه رفعت بخش آسمان- مرحمت حسيني ويروجي- عفت شريفي فروشاني- بتول شيخ العارفين بافقي- عفت السادات مير محمدي- سرور شجاعي بورآبادي- زهرا بيگم افلاكيان- خديجه بيگم آيت- مهين حبيبي- نرگس آهن آهنچيان- ميهن السادات محقق مطلق- ليلا ناصري- صغري حبيب اللهي - نصرت اعظمي- الهام مهدوي- بتول اعلايي- فتانه اميني- منيژه كريمي-خديجه جمشيدي- حاجيه بيگم شفيعي خوزاني- معصومه غفوريان- زهرا مداح- ناهيد فولادي سمناني- فاطمه پروين روحي- خديجه ژاله حلاجي- پروين مفاره عابد- سرور داور پناه- زهرا محمد مراد پور- قمر كاظمي برجي خواندي- مهري رعنائي-حورا صفريان- زهرا بسكابادي- شهين كاظمي- زهرا همتيان- طيبه بني حسن- عزت وكيلي سهر فروزاني- ليلا قارداش- پروين آقا كوچكي- صغري پور شعباني- مليحه كديور- مهين فاخرمنش- رقيه رضايي- محمد ابراهيم فخرايي(پدر اسير) - رضا محمدزاده(پدر شهيد) - محمدحسن متولي امامي(پدر شهيد) - علي اكبر كثيري(پدر شهيد) - حاج درويش جهانگيري(پدر شهيد) - محمد ابراهيم پور(پدر اسير) - مانده علي پور قاسميان(پدر شهيد) - يوسف اسماعيلي(پدر شهيد) - نجفعلي اشكستاني(پدر شهيد) - سيد حسين حسيني جهانگير(پدر شهيد) - حسين مجيدي(جانباز قطع نخاع) - احمد زائري اميراني(جانباز قطع دو پا) - مجيد بابا زاده(جانباز قطع دو پا) - حجت الله شجاعي(جانباز قطع دو پا) - رضا صالحي دشت بياض- نعمت الله نعمتي- حجي قربان مجرد نرم- ماه نساء ابراهیمی- صدیقه احمدزاده کلائی- صورت کاظمی- زهرا پسندیده- طاهره لعل شهبازی- فاطمه ملائی هرندی- فاطمه خباز توکلی- خاتون عبیدی- کنیز رضا صفدرنیا- حمیده طالب زاده سروستانی- ماه سلطان اسماعیلی تزنگی- عشرت رحیمیان- فاطمه قربانی سینی- سکینه خانم رعیتی- ملک خانم راعی- عصمت هنرور زاده- ام هانی نیک بخت- صفیه هاشمی- جمیله یوسفی میرآبادی- مریم دهقانی حبیب آبادی- بتول تحویلیان- طاهره طاهری- توران کیان افراز- فاطمه چرخکار- صدیقه ابراهیم نیا نجف آبادی- احترام ملاحیان- فضه خاکپور- فاطمه گنجی- رقیه بیگم موسوی اشترجانی- صفیه مطیعی دهنوی- خاتون مهدیان- کوکب مجیری- معصومه اعظم زاده- ربابه کریمی علویجه- نورسته خواجی- سیده مهتاب نوربخش آهنگر کلائی- زهرا اصغری- فاطمه جهاندیده- خانم بالا چشمه- صغری رامشکی- بتول معزی- عشرت محمدخانی- مریم خاتون آقا کوچک- نصرت ژیانی زرگرانی- بتول جلیلی هواخواه- فاطمه حسینی- صدیقه نم نیانی- فاطمه کفاش فارآمد- سکینه امامی میبدی- ربابه دهقان نیری- صاحب جان احمدنژاد- کنیز زنگوئی- محترم ضیایی سهر فیروزانی- ایراندوخت نماینده- رقیه کاظم زاده دریان- طوبی تاجریزی- پری اقبالی فخرآبادی- عصمت ناعم اصفهانی-بهجت دهکردی زادگان- کبری جوزدرختکی- حسنیه آلبو کردی- طهرا علیدوست جلالی- قمر تاج زارع- مهین عشقی- حلیمه عزیز آبادی- زهرا کته- طلحت فلاحتی- فاطمه سلمان طوسی- علیا اسماعیلی- قدسیه سخی قمصری- اکرم ساعدی- مه لقا شاکری- ساره عیوندی- طیبه تازنگ- ربابه عبداللهی نسب عیش آبادی- ملوک سوزنچی- طاهره احمدنژاد- مهرانگیز امینی-صفا نعیمی- منصوره رزاقی- نرگس قادری-کبری اروجلو- صغری شهسواری- معصومه عرب بالا جلینی- احترام حداد- رجبعلی رمضانی- محمد حسین برهان- حمدالله احمدی حمید-غلامعلی یعقوبی اکبر- لطف الله علیمرادی- علیجان رحیمی- محمد ماندنی بادی-حسین یونسی کلاکی-رضا رضادوست- حسین مودب بیلندی- علی محمد معینی کربه کندی- محمودعلی علیپور- امیر حسین نصیری اردلی- حسنعلی اسماعیلی- عوض بازآمده- سید محمد پور حقیقی- محمود مومن-براتعلی کاخکی طرقی- احمد شایسته- سید حسین حبیب نژاد- سید رضا مدرس زمانی- سید محمد تقی امامی دره بیدی- عبدالحسین عابدین باجگیران- رضا فروغی طالخونچه-میر عزیز سیادت- ابوالقاسم راستگو- سید محمد باقر امامی دره بیدی-عبدالصاحب سقازاده- احمد دیانت کاشانی- عباس مختاری- علی ابراهیمی- سید ابوالحسین موسوی- رمضانعلی اسماعیلی شادیر-سید مصطفی موسوی- قربان بشگرد- سید ذبیح الله یاسینی- حسن رحمانی مطلق- سید کمال موسویان- اکبر سلحشور- محمد مهدی متدین طوسی- احمد محمودیان کلهرودی- ابوالقاسم عباس زاده- علی اکلیلی- محمود شمسائی ترک- محمد علی عالمی- مرتضی حدادی- محمد صادق ابراهیم زاده- نظام صنیعی- حسین فرخ آشتیانی- گنجعلی بخشی- علی اکبر معافیان- مرتضی حمصیان- عباس امینی- رحمانعلی درتومی- محمد اصغری- مرتضی مسچیان نشرودی- مصطفی علی پور-غلامرضا کتابی- قربان مرادی- آل یوسف انواری- محمد بهنامی فر-عباس کلاهی- هیبت الله ترکی- حسین رسولی نیا- عبدالعلی غلامی-محمود کاراندیش- سید جمال غنی پور- صفر علی مرادی- محمد علی مهدوی پاک- محمد محمدباغیان- آل محمد وطهانی- سید جعفر حسینی- صفت الله محمد خانلو- الله قلی شرفی فرد- غلامعلی کاورزیان کلیشادی- سرافراز پور رشید- حسین مهتدی- سید رضا اسدی شکار اسطلخی- علیرضا دیودار- محمد جواد دهقانی کلیشادی- عبدالله حسن اعلائی- رضا حاجی صفری- ابوالقاسم تیموری نژاد- حسین علی یاس- محمد آقاکریمی- سید مهدی عندلیب مقدم- عبدالحسین سالاری- براتعلی کلالی- غلامرضا عطوفی- محسن ارومی- حسن ابراهیمی پور سیابی- حسین گورکی-محمدصادق رفیعی خیرآبادی-عبدالحمید بادروج- احمد شهریاری- رجبعلی عزیزی- سید کمال الدین کامروا- حسین نقیبی نستری- رسول اشرف پایین دروازه- غلامرضا رحمانی سیاهکوهی- عزت الله شعبانلو- محمد علی بشارت- فیض الله شیخی- حسین حاتمی- علیرضا وقار- عبدالکریم وحید


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/11/04 ساعت موضوع | لینک ثابت

شهید فهیمه سیاری

 

والضحی   والیل اذا سجی   واما بنعمة ربک فحدث    آیات۱و۲و۱۱ سورۀالضحی

قسم به تلألؤ آفتاب و به شب  آن دم که آرام گیرد

واز موهبت پروردگارت سخن گوی

فهیمه درس طلبگی می خوند و نماز شبش ترک نمیشد. پدرش رو بازحمت راضی کرده بود بره جبهه . اعزامش کردن به جبهه غرب برای معلمی بچه ها در کردستان و کارهای تبلیغی و فرهنگی.  اومده بود مرخصی، سفره پهن شد با غذاهای رنگارنگ، تمام اعضای خانواده جمع شدن دور سفره اونا عاشق فهیمه بودن عاشق فهیمه واخلاقاش. منتظربودن شروع کنه

با یه لقمه نون شروع کرد...لقمه ی بعدی بازم نون!!....

مادر ناراحت شد، فهیمه سرشو انداخته بود پایین. بغض کرده بود، آروم گفت: چطور ازین غذاها بخورم با اینکه میدونم رزمنده ها غذای گرم ندارن.

 شب سردی بود اونقدر که کسی جرأت نداشت از اتاق بره بیرون. پدر اومد مثل همیشه برای سرکشی  به بچه ها ،

 -کسی آب نمیخواد. هیشکی جواب نداد همه خواب بودن. رفت و روشون رو کشید

اما فهیمه ،

 فهیمه کجاست،

همه جارو گشت ، 

 فقط یه جا مونده بود

راه پله ها...

خیلی آروم از پله ها رفت بالا ،صدای نفسهای منظم و لطیفی رو شنید، یکی تو راهرو خوابیده!

فهیمس، یه پتو پیچیده دورش ونشسته روی پله ها و خوابش برده.

فهیمه جون، چرا اینجا خوابیدی؟سرما میخوری! آخه این چه کاریه؟!

پدر، فهمید قضیه چیه. ماجرای سرسفره یادش اومد. اینبار، او بود که بغض کرد.

-عزیزم تو داری با خودت چیکار میکنی؟

- باباجون شما نمیدونی رزمنده ها تو هوای سردتر ازاین، توچادرای نم کشیده از بارون، روی سنگلاخهای کوهستان با پتوهای نازک میخوابن. اونوقت من اینجا...

 و گریه نذاشت به حرفاش ادامه بده.

 

  از جایی شنیده ام  فهیمه جان

  که با آب و زمین حرف می زدی

زمزمۀ عارفانۀ شب را

می شنیدی به ماه سر می زدی

خورشید شده ای و ستاره ها به تو اقتدا کرده اند

از جایی شنیده ام پرنده ای شدی

پرمی زنی

 

 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/11/04 ساعت موضوع | لینک ثابت

همنوا

 

والشمس تجری لمستقر لها     خورشید در مسیر خاص خود در حرکت است

چرا اینقدرصورتت برایم آشناست

نگاهت میکنم

چقدر چشمانت مهربان است

مهربانی ات برایم آشناست

 دلم از دوری ات میگیرد

 نوای ناب عدالتت چه آشناست

 رد پاهایت مانده بر ساحل انقلاب کسی پا روی آن نگذاشته

 این غربتت چه آشناست

حق گو  حق جو  حق خواه

 بی هوا  بی هوس  بی صدا جنگیدی با پلیدی وسیاهی ها

رفتی به دیار آلاله ها آن رفتن و شهادتت چه آشناست

مرهم دل دردمندان

 همنوای بینوایان

چرا اینقدر صورتت آشناست

شاید که آیینۀ لطف خداست

شاید شبیه مهربانی مولاست

آه ای رجایی شهادتت شبیه شهادت مولاست

 چرا صورتت اینقدر آشناست

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا         یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا

 

 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/11/04 ساعت موضوع | لینک ثابت

شهید مصطفی چمران

إن فی ذلک لأیات لکل صبار شکور   و در این ماجرا نشانه هایی است برای هر شخص آرام و قدرشناسی

سوره سبأ آیه29 

 او جنگجویی پرهیزکارومعلمی متعهد بود هنر آن است که انسان بی هیاهوهای سیاسی و خود نمایی های شیطانی برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوا این هنرمردان خداست امام خمینی

 

تنهایی مرا به عرفان اتصال می دهد مرا با محرومیت آشنا میکند کسی که محتاج عشق است در دنیای تنهایی با محرومیت عشق میسوزد

 جز خداکسی نمیتواند انیس شبهای تار او باشد و جز ستارگان اشکهای او را پاک نخواهند کرد به دنبال انسانی می گردد تا او را بپرستد اما هر چه بیشتر می گردد کمتر می یابد.      شهیدچمران

 

 

ای چمران

ای زندۀ همیشۀ دوران

ای که همچون خون دررگهایمان میجوشی وجریان داری

تو را در وجود خود مییابم هربار که قلبم را کنکاش میکنم

 چگونه ای که ازیاد نمی روی؟ نامت را با چه نوشته اند که محو نمی شوی

 ضربان عشقی؟ گرمای محبتی؟ سایۀمهری؟ چه هستی؟

نسیم بهاری که بر کوهستان های کردستان وزیدی وبر غربت سرد محرومیت و مظلومیت آن خطه گرمیبخشیدی با ریختن خونت

 تجلی کدام صفت یزدانی؟ عشق؟

 همان که یتیمان لبنان را پناه داد و آنان را پرورید؟

همان که هر روز نفر به نفرازصف بسیجیان را در آغوش میگرفت و میبوسید؟

همان که همسرلبنانی ات را شیفته و شیدائیت کرده بود تا بتواند پرواز را تجربه کند؟

خود را برای زنده ماندن عشق قربانی کردی وزندۀ همیشۀ تاریخ شدی

ای چمران

ای زندۀ همیشۀ دوران

  ای که محبتت همچون خون دررگهایمان میجوشد

 تو را می سرایم

تو را می سرایم

 تو را می سرایم

      در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن              من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/11/04 ساعت موضوع | لینک ثابت

محمد(ص) زنده است

محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) زنده است و پایدار . یاد و خاطرۀ محمد(ص) جاویدان است طوری که دشمنان با گذشت این همه سال هنوز هم با شوکت ایشان در جدالند و مزورانه به تلاشهای خود ادامه می دهند.

خداوندتبارک و تعالی در قرآن کریم سورۀ توبه آیۀ32 فرموده اند يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (مى‏خواهند نور خدا را با فوت دهان‏شان خاموش كنند!! ولى خداوند نمى‏گذارد تا اين كه نور خود را كامل كند هر چند كافران اکراه شدید دارند)  آری اینان بی نزاکتهایی هستند که می خواهند با بی ادبی، پیامبر اسلام را زیر سوال ببرند و تحقیر و توهین کنند در صورتیکه خود فرومایگانند و شکست خورده

پولترگایستهایی(شَبَح مزاحم) هستند که حرکات مذبوحانه ای انجام می دهند. شاید بتوانند اشیائی را جابجا کنند اما هرگز نمی توانند قلب و دلی را که از ایمان لبریز  و درختی را که با عشق آبیاری شده قطع نمایند.

شان نزول آیه
 

 

 


 

نوشته شده توسط صیاد شاهد مرصاد در 93/11/01 ساعت موضوع | لینک ثابت